خطرات ضایعات الکترونیکی...

با وجود اینکه ضایعات الکترونیکی حاوی موادی سمی هستند ، افراد کمی با این موضوع آشنا هستند؛ موادی مانند: سرب و کادمیویم که در ساخت صفحه مدارات، اکسید سرب و کادمیوم در monitor cathode ray tubes)CRTs)، جیوه در صفحات مانیتورهای صفحه تخت ، کادمیوم در باتری های رایانه ، پلاستیک هایی که در کیس های رایانه استفاده می شود، کابل های معمولی و کابل های حاوی پلی وینیل کلوراید که در هنگام سوختن (جهت آزاد سازی مس از درون سیم ها) اکسیدهای سمی آزاد می سازند.

به علت وجود این گونه خطرات، بازیافت مواد الکترونیکی علاوه ‌بر پیگردهای قانونی، دارای مشکلات محیط زیستی خواهد بود. به همین علت با سوزاندن و یا دفن کردن ضایعات رایانه‌ای مشکلات اساسی از طریق ایجاد آلودگی های محیط زیستی به وجود خواهد آمد.

دفن ضایعات باعث می شود مواد سمی به درون آبهای جاری و زیرزمینی آزاد شوند. همچنین سوزاندن این مواد باعث ورود مواد سمی و اکسیدها به درون هوا می شود ، به همین علت بازیافت رایانه ها خطرات جدی از جنبه های محیط زیستی و شغلی، در برخواهند داشت. به خصوص زمانی که در صنعت بازیافت به علت سود دهی کم آن، مقررات مرتبط با مسائل ایمنی کارکنان رعایت نشود.

 

نفس های محیط زیست ایران به شمارش می افتد ! ؛ تحلیل مهر از وضعیت محیط زیست کشور

 

خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی : بررسی ها نشان می دهد که روند فعالیت های اقتصادی و اجتماعی چندان به سود محیط زیست کشور نیست. شاهد این مدعا نیز افزایش روز افزون آلودگی رودخانه ها ، کاهش مساحت جنگل ها ، نابودی تالاب ها ، تشدید آلودگی هوا ، کاهش ذخایر دریایی و منابع آبی و ... است.

 

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر، این گونه که پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها ، حتی پدران و مادران نسل امروز تعریف می کنند، نواحی مختلف کشور به ویژه مناطق شمالی ایران، تا همین چند سال قبل، پوشیده از سبزه زارها و دشت های زیبا ، جنگلهای متراکم و سرسبز، چشمه ها و آبشارهای خروشان بوده و درآن انواع و اقسام پرندگان و حیوانات وحشی می زیستند.

 

 

 

گذشتگان نقل می کنند این سرزمین سرو پا غرق درنعمت بوده وطبیعت بکر ایرانیان را به محاصره در آورده بود و تقریبا می توان گفت که طبیعت ،  انسان را به اسارات گرفته بود، اسارتی که سراسرآزادی ، نشاط و سرسبزی بوده است. اما امروز به هر طرف که چشم می اندازیم از زمین و هوا گرفته تا رودخانه ، دریا و جنگل ، همه چیز در حال نابودی است به مانند یخی که در مقابل نور خورشید قرار گرفته مجموعه منابع طبیعی کشور نیز درحال آب شدن است، سالها است که به بهانه توسعه پایدار که از آن فقط نامش را به یدک می کشیم ، در درجه اول دولتمردان و دستگاه های دولتی با بهانه های مختلف کمر همت به نابودی منابع طبیعی بسته و از سوی دیگر به دلیل نبود مدیریت زیست محیطی ، اقتصادی و انسانی وهمچین نبود بستر فرهنگی مناسب، بومیان منطقه و جنگل نشینان تیشه بر ریشه آیندگان خود زده و می زنند.

البته این را هم باید اعتراف کرد که تخریب های ناشی از تلاش آگاهانه قاچاقچیان و سودجویان و فعالیت های ناآگاهانه بومیان منطقه، هرگز به پای تخریب های طغیان گرایانه دستگاه های دولتی با مجوزهای کاملاقانونی در طی این سالها نمی رسید، البته دولت دست روی دست هم نگذاشته وبه منظور رسیدگی به این تخلفات و کاهش تخریب ها، سازمانهای عریض و طویلی به نام سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل ها و مراتع را تشکیل و تقویت کرده تا در برابر تخریب هایی که عمدتا نیزدولتی است، بایستد و طومارهای مفصل و گزارش های متعدد در جهت حفاظت از محیط زیست به دولت ارائه داده و درنهایت به بایگانی تاریخ بسپارد والبته در این میان بخش هایی از گزارش و کلی گویی ها که خارج از مصلحت اندیشی هاست در اختیار مردم و رسانه ها قرار می گیرد.

به گزارش مهر، درایران، آلودگی های شدید نفتی ،  آلوده شدن آبهای زیرزمینی، سطحی و رودخانه ها بوسیله فاضلابهای صنعتی و شهری ، استفاده بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی ، آلودگی هوا بر اثر عدم مدیریت بر صنایع بزرگ و کوچک و خودروهای در حال تردد، صدور مجوزهای غیر کارشناسانه بهره برداری از اراضی جنگلی ، صید بی رویه ، شکارهای غیر مجاز و در نهایت دولتی کردن مطلق امر نظارت بر محیط زیست و منابع طبیعی  از جمله عوامل تخریب محیط زیست به شمار می رود.

بسیاری از کارشناسان معتقدند ، یکی از بزرگترین اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان اصلی ترین ناظر دولتی در زمینه حفاظت ازمحیط زیست ، تهیه گزارش های ارزیابی زیست محیطی از پروژه ها و طرح های در دست اقدام دستگاه های مختلف یا پایش آب و خاک رودخانه ها و منابع طبیعی آلوده کشور و در نهایت گزارش آن به دولت یا در ردیابی مسیر حرکت یوژپلنگ آسیایی خلاصه شده است ، هر چند همه اینها نیاز است ولی مشاور سابق سازمان محیط زیست در گفتگو با مهر اعلام می دارد که بسیاری از ارزیابی ها هرگز در اجرای پروژه ها لحاظ نشده و به خصوص در پروژه های نفتی، زور دلارهای نفتی کاملا به گزارش ها و ارزیابی های نوشته شده بر روی کاغذ می چربد.

 

 

البته این را هم باید گفت که با شنیدن چنین مطالبی، مسئولان سریعا دست به کار شده با بیرون کشیدن برخی  گزارش ها از بایگانی اتاقشان  داد و فریاد سر می دهند که فلان کار را کرده ایم و فلان جا از آلودگی محیط زیست جلوگیری شده است، حال سوال ما این است که اگر این گونه است چرا امروز رودخانه ها، آبهای زیر زمینی و سطحی کشور، آلوده به انواع مواد شیمیایی ، سموم ، فاضلاب های صنعتی ، کشاورزی و خانگی است؟ چرا رودخانه ها و مناطق ساحلی دریاها به زباله دان پسماندها تبدیل شده است و پزشکان در ایام تابستان در بوق و کرنا کرده و شهروندان را از شنا کردن در آب دریا و رودخانه ها برحذر می دارند؟ به رغم اقدامات به ظاهر مثبت و روبه پیشرفت این سازمانها، چرا همچنان سالانه از مساحت جنگل های ایران کاسته می شود و بر تعداد لکه های کم موی این سر در حال کچل شدن افزوده می گردد ؟ چرا در سوی دیگر کشور شاهد نابودی و مرگ تدریجی تالاب های بزرگی چون شایگان، انزلی و گاوخونی هستیم ؟ چرا در شهرهای بزرگ و به تدریج کوچک نیز مردم در حال خرید و فروش کپسول های اکسیژن هستند؟ چه وقت قرار است مردم از موهبات فعالیت های ارزنده و مفید این به اصطلاح حافظان محیط زیست بهره مند شوند.

البته قصد نداریم در این گزارش تمام تلاش های نهادهای مسئول در زمینه حفاظت از محیط زیست  را نادیده بگیریم بلکه هدف زدن تلنگری به مردم ، دلسوزان محیط زیست و ساختار بیمار دستگاه های حاکمیتی اعم از قوای مجریه ، قانونگذاری  و قضاییه است و این که تا حدودی برای مخاطب عام، مشخص شود، چرا تیغ به ظاهر تیز سازمان حفاظت محیط زیست برندگی ندارد، عیب از نبود امکانات ، تجهیزات و نیروی انسانی است یا ساختار نامناسب امر نظارت بر محیط زیست و عدم به کارگیری نیروی عظیم مردمی که جای هزاران سازمان را می تواند پرکند.

رگ های خروشان زمین می میرند

 

آمارها نشان می دهد که حداقل روزانه 6/2 میلیون بشکه آب مخلوط با نفت خام به رودخانه ها و دریاهای ایران سرازیر می شود و تقریبا به همین مقدار و حتی بیشتر انواع پساب های صنعتی و شهری به آن تزریق می شود، آخرین برآوردها حاکی از شناسایی 163 رودخانه آلوده در کشوراست که از این تعداد حدود 70 رودخانه، میزآن آلودگی آنها بسیار زیاد است .

تقریبا اغلب این رودخانه ها در اثر عوامل مشترکی مانند پساب واحدهای صنعتی و کارگاهی ، فاضلاب های شهری ، روستایی و بیمارستانی ، سموم کشاورزی ، دفن زباله های شهری و روستایی در حاشیه رودخانه ها و تجاوز ساخت و سازها به حریم رودخانه ها ، آلوده شده اند و هر روز نیز بر میزان آلاینده ها در آنها افزوده می شود و مسئولان سازمان محیط زیست هرازگاهی اقداماتی نظیر پایش میزان آلودگی ، صدور اخطاریه برای واحدهای آلاینده و... را انجام می دهند اما آب از آب تکان نخورده و باز فردا روزی می بینیم رودخانه دیگری به جمع آبهای آلوده کشور اضافه شده است.

 

 

 

حال جای این سوال است که بپرسیم سازمان حفاظت محیط زیست ایران برای نجات جان رودخانه های ایران چه کرده است؟ چرا به رغم مشخص بودن نوع ، میزان و منشاء آلودگی برخورد مقتضی صورت نمی گیرد؟ راستی موانع اصلی چیست ؟ پول و بودجه یا...

چه اتفاقی در جنگل های کشور روی می دهد؟

بر اساس آخرین آمارها مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) حدود 2/14 میلیون هکتاراست که قریب به یک میلیون هکتار آن را جنگل های دست کاشت تشکیل می دهد که البته در گذشته ‌نه چندان دور، مساحت جنگل های ایران به 18میلیون هکتار می رسید ولی در اثر افزایش جمعیت، توسعه‌ شهرها و اراضی کشاورزی ، ایجاد تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز ، میزان آن کاهش قابل توجهی یافته است.

به گفته مسئولان سازمان جنگل ها و مراتع، سالانه 12 میلیون متر مکعب از جنگل های کشور توسط بومیان و جنگل نشینان تخریب می شود و اگر رقم بهره برداری های مجاز و غیر مجاز را هم به آن اضافه کنیم تازه می فهمیم که چه می شود شب می خوابیم و صبح بیدار می شویم می بینیم یک منطقه جنگلی از روی زمین محو شده است، این در حالی است که سالانه باید فقط 700 هزار متر مکعب بهره برداری صورت پذیرد.

دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سال گذشته با تهیه گزارشی از وضعیت جنگل‌ها و مراتع کشور، وضعیت این منبع حیاتی و یکی از مهمترین ثروت های طبیعی جهان را بسیار اسف بار توصیف و اعلام کرد : سیل منطقه گلستان که در سالهای اخیر همه ساله تکرار شده ، نشانه بی‌تدبیری و کارشکنی است، تحقیقات گسترده به عمل آمده نشان می‌دهد که در سال‌های گذشته هیچ بارش بیش از حدی در این منطقه وجود نداشته و این میزان بارش ، هزاران سال است که در این منطقه به همین شکل وجود داشته اما از بین رفتن جنگل‌های گلستان باعث بروز سیلهای خانمان برانداز شده است.

 این گزارش خاطر نشان می‌کند که تخریب گسترده پوشش گیاهی جنگل‌ها عمدتا توسط شرکتهایی صورت می‌گیرد که به دولت حق بهره‌برداری می‌پردازند اما این حق بهره‌برداری که مثلا در سال گذشته (حدودا) 300میلیون تومان بوده تنها در مقیاس یک سیل بسیار کوچک، معادل پنج میلیارد تومان خسارت و صدمه به کشور وارد می‌کند.

مرکز پژوهش‌ها مجلس ارزش هر اصله درخت را به لحاظ اکوتوریستی (جلب توریست و طبیعت گرد) بیش از 100 دلار ذکر کرده و افزود : سیاست دولت به ویژه نگاهی که در سازمان جنگل‌ها و مراتع درباره جنگل وجود دارد، یک نگاه اقتصادی است و برای خود درخت یا حیوانات جنگلی ارزشی قائل نمی‌شوند و تنها برنامه‌ای که برای بهره‌برداری از جنگل وجود دارد این است که درخت به پول نزدیک شود.

 

 

در این گزارش ضمن انتقاد از بی‌تدبیری سازمان جنگل‌ها و مراتع تصریح شد که شرکت‌های بزرگ برخوردار از رانت از هرگونه تصمیم گیری در حوزه صنعت چوب و کاغذ که به نفع آنان نباشد، جلوگیری می‌کنند به همین دلیل سالانه وسعتی بالغ بر 400 هزار هکتار از اراضی حاصلخیز کشور دستخوش فرسایش می‌شود.

این سوال جای تکرار دارد که چرا سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان دستگاه ناظر بر عملکرد سازمان جنگل ها و مراتع چنین گزارشی از تخلفات آن سازمان ارائه نکرد؟ چرا به رغم مشخص بودن نوع ، میزان و منشاء تخریب جنگل ها برخورد مقتضی صورت نمی گیرد؟ آیا بهتر نیست  موانع پیش روی را با آگاه سازی مردم از مقابل سازمان برداشت ؟

تالاب دیروز باتلاق امروز

در ایران 22 تالاب بین المللی  وجود دارد که از اینها هم اکنون 7 تالاب اعم از شورگل ، انزلی ، آلاگل - آلما گل - آجی گل ، شادگان ، خورالامیه و خورموسی ، کمیجان و انتهای جنوبی هامون پوزک - صابری و هیرمند به دلیل حجم بالای تخریب و آلودگی ها در لیست مونترال یا همان لیست سیاه تالاب های در حال انقراض قرار گرفته اند.

مهار جریانهای سطحی ، عدم رعایت حق آب ، اجرای پروژه های عمرانی و راه سازی ، ورود بقایای سموم کشاورزی ، تغییر کاربری اراضی تالاب و حواشی آن ، شکار و صید بی رویه ، ورود گونه های غیر بومی ، تخریب حوزه های بالادست، اجرای پروژه های نفتی و.. از جمله عوامل تخریب و نابودی تالاب ها در ایران هستند.


مهندس انوشیروان نجفی ، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست به صراحت معترف است که اقدامات وزارتخانه های کشاورزی ، صنایع و معادن و نیرو بیشترین تاثیرات منفی را بر روی اکوسیستم تالاب های ایرانی دارد.

گزارش های دیگر نیز این ادعا را به اثبات می رساند و نشان می دهد که وزارت نفت با اکتشافات نفتی و انتقال لوله های نفت از داخل تالاب ها و زیست گاه های طبیعی ، آلودگی های زیادی را به این مناطق تحمیل کرده است اما چه حاصل که زرق و برق دلارهای نفتی ، قدرت تصمیم گیری را از مدیران سلب کرده و اجازه نمی دهد که در برابر طرح های نفتی ایستاده و در نتیجه چیزی به نام محیط زیست ، محلی از اعراب در مکان های اجرای پروژه های نفتی ندارد.

چرا سازمان محیط زیست و دستگاه های مسئول به رغم اطلاع از چنین تخریب های وحشتناکی  دست به اقدام جدی نزده و با تخلفات مقابله قابل لمس برای مردم نمی کند؟ آیا دولتی بودن این سازمان مانعی بر سر راه آن برای برخورد با دیگر دستگاه های دولتی محسوب می شود؟

 

 

شکار اکسیژن در شهرهای بزرگ

آلودگی ها و تخریب محیط زیست به مانند بمب های خوشه ای از زمین و هواسلامت مردم را هدف گرفته و اجازه نمی دهند حتی برای لحظاتی انسانها تنفس کنند، معضل آلودگی هوا امروز به یک تهدید جدی درشهرهای بزرگ تبدیل شده و هر ساله جان بسیاری از انسانها را می گیرد و بررسی ها نشان می دهد که قدمت این عامل مخرب محیط زیست نیز به مانند بسیاری از عوامل دیگر در ایران زیاد نیست و به نوعی آلودگی هوا نیز فرزند ناخلف توسعه ناپایدار برهه ای ازتاریخ این سرزمین است.

هنوز میزان آلاینده های موجود در هوای تهران به آن حد نرسیده که مه دود فتوشیمیایی شبیه آنچه در لسن آنجلس ، لندن و نیویورک  در دهه‌های 1950 و 1960 اتفاق افتاده ، روی دهد ولی با ادامه چنین روندی ، با آن وضعیت فاصله چندانی نداریم.

آلودگی ناشی از گرد و غبار، ترافیک سنگین ، وجود خودروهای قدیمی گازوئیل‌سوز (اتوبوسهای دولتی) ، فقدان سیستم مترو و شبکه حمل و نقل عمومی مناسب و استفاده زیاد از خودروهای شخصی ، وجود پالایشگاه ها در داخل و حاشیه شهر، استقرار کارخانه‌های آجر‌سازی ، گچ سازی و سیمان سازی در حوالی شهرهای بزرگ  و فعالیت کارگاه های کوچک و بزرگ درداخل شهر از جمله علل اصلی افزایش آلاینده ها در هوای کلان شهرها است.

در این بخش هم می بینیم که سازمان مسئول، اقدام موثر و مفیدی در جهت خروج خودروهای فرسوده و محدودیت تردد خوردوهای شخصی که بیشترین سهم (70 درصد) را در آلوده کردن هوا دارند صورت نداده است هر چند اقدامات مقطعی و جزئی برای خروج چند هزار دستگاه از میلیون ها خودروهای فرسوده شده است ولی همچنان بدون طرح و راهکار، تردد نوبتی خودروها گزینه اول مبارزه با آلودگی هوا قرار گرفته، گزینه ای که اغلب کارشناسان شکست آن را قریب الوقوع می دانند و  یا اینکه در زمینه خروج صنایع آلاینده تا شعاع 120 کیلومتری از حریم شهرها، این نهادها هنوز اقدام موثری انجام ندادند، مسئولان سازمان محیط زیست نیز معترفند که عدم همکاری استانداریها و فرمانداریها عملا اجرای این قانون را با شکست مواجه کرده است.

 چاره کار چیست ؟ آیا اقدامات صرف دولتی، پاسخگوی نیازها است، یا اینکه مردم باید به صحنه بیایند؟ آیا یکی از راهکارهای مشارکت مردمی ، شفاف عمل کردن و محرم دانستن مردم نیست؟  آیا زمان آن نرسیده که در راستای کوچک کردن دولت و تقویت نهادهای دولتی، امر حفاظت از حیاتی ترین عناصر در جهان را به صاحبان اصلی آنها واگذار کرد؟ آیا زمان آن نرسیده که نهادهای قانونگذاری ، قضائیه و مجریه به اهمیت محیط زیست واجرای توسعه پایدار به معنی واقعی  کلمه پی برده و زندگی آیندگان را فدای مصلحت اندیشی های مقطعی نکنند؟

 

 

بازیافت زباله ، به عنوان یک امر مهم در پیشگیری از آلودگی های زیست محیطی و جلوگیری از بروز انواع بیماریهای عفونی ، از اهمیت بسزایی برخوردار است. لذا ، توجه به مقوله بازیافت و تفیکیک انواع زباله از یکدیگر ، به عنوان پیش نیاز در امر رعایت سلامت مردم و جامعه ، لازم و ضروری است.

بسیاری از مواد در طبیعت تجزیه می شوند و به خودی خود بازیافت می شوند ، این مسئله در مورد موجودات زنده ای که می میرند و یا مواد فاسد شدنی پیش می آید. این مواد را "مواد زیست فروپاش" می گویند. برای مثال کودهایی که در باغات ریخته می شود و نتیجه کپه کردن موادی مانند غذاهای فاسد شده ، آشغال میوه ها ، پوست تخم مرغ و دیگر زباله های تجزیه پذیر است که به طور طبیعی توسط حشرات و دیگر جانوران موذی خورده می شود.

متاسفانه مقادیر بالایی از زباله ها مانند: فلزات، کائوچو و پلاستیک نمی تواند خورده و تجزیه شوند و برای صدها سال تجزیه نشده در طبیعت باقی می ماند. حتی اگر این مواد قطعه قطعه و خرد هم شوند باز هم نمی توانند تجزیه شوند و به مرور جو اتمسفر، زمین و آب را آلوده می کنند.

بعضی از این مواد می توانند بازیافت شوند. زباله هایی که قابل بازیافت نیستند در گودالهایی به نام محل دفن زباله مدفون می شوند. این زباله ها ابتدا تکه تکه و سپس له و خمیر مانند می شوند بنابراین با این کار زباله ها فضای کمتری را اشغال می کنند. اگر نتوانیم به روند بازیافت ادامه دهیم باید روز به روز بر تعداد این گودالها بیفزاییم.

 

با توجه به این مسائل ، ترغیب و تشویق مردم در امر بازیافت بسیار مهم و اساسی است. یکی از راه ها استفاده کمتر از بسته بندی مواد است و یا در صورت نیاز به بسته بندی ، از موادی استفاده شود که قابل بازیافت باشد.

راه دیگر این است که پول کمتری را برای موادی که از کاغذ های بازیافت شده تهیه می شود ، هزینه کنیم. اگر از سطل های بازیافت در همه پارکینگ ها، مراکز خرید، پمپ بنزین ها ، رستورانها و مدارس نصب شود مردم بیشتر تشویق می شوند و این امر به یک عمل عادی روزمره مبدل می شود.

 

 

امروزه از 80 درصد زباله های قابل بازیافت فقط میزان 11 درصد آن بازیافت می شود و این در حالی است که هر خانوار به طور متوسط سالانه یک تن زباله تولید می کند...

مرکز دور ریز زباله های خطرناک خانگی...

زباله های خطرناک خانگی باقیمانده های محصولات سمی هستند که در خانه مصرف می ‌شوند. چون این مواد می ‌توانند خطرناک باشند نباید در سطلهای معمولی ریخته شوند. چرا که بعضی از آنها موقع ترکیب شدن آسیب جسمی می‌زنند. اگر در جوی ها یا توالت‌ ها ریخته شوند ، باعث آلودگی فاضلاب می‌ شوند و برای بچه‌ ها هم خیلی خطرناک است.

بر همین اساس ، وجود مرکز دور ریز ضرورت دارد تا مردم بتوانند باقیمانده شوینده ها، اسپری های حشره کش، رنگ، باتری ها و اسید باتری ها، روغن موتور یا داروهای قدیمی را در آن دور بریزند.

 

ضایعات الکترونیکی...

صنعت الکترونیک از رشد بالا و سریعی برخوردار بوده است. همراه با این رشد، محصولات منسوخ شده و قدیمی صنعت، روز به روز افزایش پیدا می کند؛ ضایعات الکترونیکی اکنون بیشترین رشد را در دنیای صنعت امروز داراست و بیشتر کشورهای صنعتی دست به گریبان این مسئله هستند. اکنون بیشتر دولت ها به فکر بازیافت این محصولات به صورت جامد هستند. بخشی از زباله صنعتی ، طیف وسیعی از وسایل الکترونیکی مثل فریزر، وسایل تهویه مطبوع، تلفن های دستی، ضبط صوت های شخصی و تمامی وسایل الکتریکی مصرفی تا رایانه را شامل می شود.

به گفته یک کارشناس سازمان محیط زیست ایران ، هنوز هیچ برنامه ای در زمینه بازیافت مواد الکترونیکی به ویژه مواد سمی موجود در اجزاء سخت افزار رایانه ‌ها وجود ندارد. به گفته این کارشناس اگر چه مواد سمی در رایانه‌ ها وجود دارد ولی بازیافت آنها به مراتب گران تر از دور انداختن آنها است و در نتیجه هنوز پیش بینی های لازم در این زمینه اتخاذ نشده است.

 

 

 

 

 

 

خطرات ضایعات الکترونیکی...

با وجود اینکه ضایعات الکترونیکی حاوی موادی سمی هستند ، افراد کمی با این موضوع آشنا هستند؛ موادی مانند: سرب و کادمیویم که در ساخت صفحه مدارات، اکسید سرب و کادمیوم در monitor cathode ray tubes)CRTs)، جیوه در صفحات مانیتورهای صفحه تخت ، کادمیوم در باتری های رایانه ، پلاستیک هایی که در کیس های رایانه استفاده می شود، کابل های معمولی و کابل های حاوی پلی وینیل کلوراید که در هنگام سوختن (جهت آزاد سازی مس از درون سیم ها) اکسیدهای سمی آزاد می سازند.

به علت وجود این گونه خطرات، بازیافت مواد الکترونیکی علاوه ‌بر پیگردهای قانونی، دارای مشکلات محیط زیستی خواهد بود. به همین علت با سوزاندن و یا دفن کردن ضایعات رایانه‌ای مشکلات اساسی از طریق ایجاد آلودگی های محیط زیستی به وجود خواهد آمد.

دفن ضایعات باعث می شود مواد سمی به درون آبهای جاری و زیرزمینی آزاد شوند. همچنین سوزاندن این مواد باعث ورود مواد سمی و اکسیدها به درون هوا می شود ، به همین علت بازیافت رایانه ها خطرات جدی از جنبه های محیط زیستی و شغلی، در برخواهند داشت. به خصوص زمانی که در صنعت بازیافت به علت سود دهی کم آن، مقررات مرتبط با مسائل ایمنی کارکنان رعایت نشود.

 

نفس های محیط زیست ایران به شمارش می افتد ! ؛ تحلیل مهر از وضعیت محیط زیست کشور

 

خبرگزاری مهر - گروه اجتماعی : بررسی ها نشان می دهد که روند فعالیت های اقتصادی و اجتماعی چندان به سود محیط زیست کشور نیست. شاهد این مدعا نیز افزایش روز افزون آلودگی رودخانه ها ، کاهش مساحت جنگل ها ، نابودی تالاب ها ، تشدید آلودگی هوا ، کاهش ذخایر دریایی و منابع آبی و ... است.

 

به گزارش خبرنگار اجتماعی خبرگزاری مهر، این گونه که پدر بزرگ ها و مادر بزرگ ها ، حتی پدران و مادران نسل امروز تعریف می کنند، نواحی مختلف کشور به ویژه مناطق شمالی ایران، تا همین چند سال قبل، پوشیده از سبزه زارها و دشت های زیبا ، جنگلهای متراکم و سرسبز، چشمه ها و آبشارهای خروشان بوده و درآن انواع و اقسام پرندگان و حیوانات وحشی می زیستند.

 

 

 

گذشتگان نقل می کنند این سرزمین سرو پا غرق درنعمت بوده وطبیعت بکر ایرانیان را به محاصره در آورده بود و تقریبا می توان گفت که طبیعت ،  انسان را به اسارات گرفته بود، اسارتی که سراسرآزادی ، نشاط و سرسبزی بوده است. اما امروز به هر طرف که چشم می اندازیم از زمین و هوا گرفته تا رودخانه ، دریا و جنگل ، همه چیز در حال نابودی است به مانند یخی که در مقابل نور خورشید قرار گرفته مجموعه منابع طبیعی کشور نیز درحال آب شدن است، سالها است که به بهانه توسعه پایدار که از آن فقط نامش را به یدک می کشیم ، در درجه اول دولتمردان و دستگاه های دولتی با بهانه های مختلف کمر همت به نابودی منابع طبیعی بسته و از سوی دیگر به دلیل نبود مدیریت زیست محیطی ، اقتصادی و انسانی وهمچین نبود بستر فرهنگی مناسب، بومیان منطقه و جنگل نشینان تیشه بر ریشه آیندگان خود زده و می زنند.

البته این را هم باید اعتراف کرد که تخریب های ناشی از تلاش آگاهانه قاچاقچیان و سودجویان و فعالیت های ناآگاهانه بومیان منطقه، هرگز به پای تخریب های طغیان گرایانه دستگاه های دولتی با مجوزهای کاملاقانونی در طی این سالها نمی رسید، البته دولت دست روی دست هم نگذاشته وبه منظور رسیدگی به این تخلفات و کاهش تخریب ها، سازمانهای عریض و طویلی به نام سازمان حفاظت محیط زیست و سازمان جنگل ها و مراتع را تشکیل و تقویت کرده تا در برابر تخریب هایی که عمدتا نیزدولتی است، بایستد و طومارهای مفصل و گزارش های متعدد در جهت حفاظت از محیط زیست به دولت ارائه داده و درنهایت به بایگانی تاریخ بسپارد والبته در این میان بخش هایی از گزارش و کلی گویی ها که خارج از مصلحت اندیشی هاست در اختیار مردم و رسانه ها قرار می گیرد.

به گزارش مهر، درایران، آلودگی های شدید نفتی ،  آلوده شدن آبهای زیرزمینی، سطحی و رودخانه ها بوسیله فاضلابهای صنعتی و شهری ، استفاده بی‌رویه از سفره‌های آب زیرزمینی ، آلودگی هوا بر اثر عدم مدیریت بر صنایع بزرگ و کوچک و خودروهای در حال تردد، صدور مجوزهای غیر کارشناسانه بهره برداری از اراضی جنگلی ، صید بی رویه ، شکارهای غیر مجاز و در نهایت دولتی کردن مطلق امر نظارت بر محیط زیست و منابع طبیعی  از جمله عوامل تخریب محیط زیست به شمار می رود.

بسیاری از کارشناسان معتقدند ، یکی از بزرگترین اقدامات سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان اصلی ترین ناظر دولتی در زمینه حفاظت ازمحیط زیست ، تهیه گزارش های ارزیابی زیست محیطی از پروژه ها و طرح های در دست اقدام دستگاه های مختلف یا پایش آب و خاک رودخانه ها و منابع طبیعی آلوده کشور و در نهایت گزارش آن به دولت یا در ردیابی مسیر حرکت یوژپلنگ آسیایی خلاصه شده است ، هر چند همه اینها نیاز است ولی مشاور سابق سازمان محیط زیست در گفتگو با مهر اعلام می دارد که بسیاری از ارزیابی ها هرگز در اجرای پروژه ها لحاظ نشده و به خصوص در پروژه های نفتی، زور دلارهای نفتی کاملا به گزارش ها و ارزیابی های نوشته شده بر روی کاغذ می چربد.

 

 

البته این را هم باید گفت که با شنیدن چنین مطالبی، مسئولان سریعا دست به کار شده با بیرون کشیدن برخی  گزارش ها از بایگانی اتاقشان  داد و فریاد سر می دهند که فلان کار را کرده ایم و فلان جا از آلودگی محیط زیست جلوگیری شده است، حال سوال ما این است که اگر این گونه است چرا امروز رودخانه ها، آبهای زیر زمینی و سطحی کشور، آلوده به انواع مواد شیمیایی ، سموم ، فاضلاب های صنعتی ، کشاورزی و خانگی است؟ چرا رودخانه ها و مناطق ساحلی دریاها به زباله دان پسماندها تبدیل شده است و پزشکان در ایام تابستان در بوق و کرنا کرده و شهروندان را از شنا کردن در آب دریا و رودخانه ها برحذر می دارند؟ به رغم اقدامات به ظاهر مثبت و روبه پیشرفت این سازمانها، چرا همچنان سالانه از مساحت جنگل های ایران کاسته می شود و بر تعداد لکه های کم موی این سر در حال کچل شدن افزوده می گردد ؟ چرا در سوی دیگر کشور شاهد نابودی و مرگ تدریجی تالاب های بزرگی چون شایگان، انزلی و گاوخونی هستیم ؟ چرا در شهرهای بزرگ و به تدریج کوچک نیز مردم در حال خرید و فروش کپسول های اکسیژن هستند؟ چه وقت قرار است مردم از موهبات فعالیت های ارزنده و مفید این به اصطلاح حافظان محیط زیست بهره مند شوند.

البته قصد نداریم در این گزارش تمام تلاش های نهادهای مسئول در زمینه حفاظت از محیط زیست  را نادیده بگیریم بلکه هدف زدن تلنگری به مردم ، دلسوزان محیط زیست و ساختار بیمار دستگاه های حاکمیتی اعم از قوای مجریه ، قانونگذاری  و قضاییه است و این که تا حدودی برای مخاطب عام، مشخص شود، چرا تیغ به ظاهر تیز سازمان حفاظت محیط زیست برندگی ندارد، عیب از نبود امکانات ، تجهیزات و نیروی انسانی است یا ساختار نامناسب امر نظارت بر محیط زیست و عدم به کارگیری نیروی عظیم مردمی که جای هزاران سازمان را می تواند پرکند.

رگ های خروشان زمین می میرند

 

آمارها نشان می دهد که حداقل روزانه 6/2 میلیون بشکه آب مخلوط با نفت خام به رودخانه ها و دریاهای ایران سرازیر می شود و تقریبا به همین مقدار و حتی بیشتر انواع پساب های صنعتی و شهری به آن تزریق می شود، آخرین برآوردها حاکی از شناسایی 163 رودخانه آلوده در کشوراست که از این تعداد حدود 70 رودخانه، میزآن آلودگی آنها بسیار زیاد است .

تقریبا اغلب این رودخانه ها در اثر عوامل مشترکی مانند پساب واحدهای صنعتی و کارگاهی ، فاضلاب های شهری ، روستایی و بیمارستانی ، سموم کشاورزی ، دفن زباله های شهری و روستایی در حاشیه رودخانه ها و تجاوز ساخت و سازها به حریم رودخانه ها ، آلوده شده اند و هر روز نیز بر میزان آلاینده ها در آنها افزوده می شود و مسئولان سازمان محیط زیست هرازگاهی اقداماتی نظیر پایش میزان آلودگی ، صدور اخطاریه برای واحدهای آلاینده و... را انجام می دهند اما آب از آب تکان نخورده و باز فردا روزی می بینیم رودخانه دیگری به جمع آبهای آلوده کشور اضافه شده است.

 

 

 

حال جای این سوال است که بپرسیم سازمان حفاظت محیط زیست ایران برای نجات جان رودخانه های ایران چه کرده است؟ چرا به رغم مشخص بودن نوع ، میزان و منشاء آلودگی برخورد مقتضی صورت نمی گیرد؟ راستی موانع اصلی چیست ؟ پول و بودجه یا...

چه اتفاقی در جنگل های کشور روی می دهد؟

بر اساس آخرین آمارها مساحت کل جنگل های ایران (طبیعی و دست کاشت) حدود 2/14 میلیون هکتاراست که قریب به یک میلیون هکتار آن را جنگل های دست کاشت تشکیل می دهد که البته در گذشته ‌نه چندان دور، مساحت جنگل های ایران به 18میلیون هکتار می رسید ولی در اثر افزایش جمعیت، توسعه‌ شهرها و اراضی کشاورزی ، ایجاد تاسیسات و صنایع و همچنین تخریب و تجاوز ، میزان آن کاهش قابل توجهی یافته است.

به گفته مسئولان سازمان جنگل ها و مراتع، سالانه 12 میلیون متر مکعب از جنگل های کشور توسط بومیان و جنگل نشینان تخریب می شود و اگر رقم بهره برداری های مجاز و غیر مجاز را هم به آن اضافه کنیم تازه می فهمیم که چه می شود شب می خوابیم و صبح بیدار می شویم می بینیم یک منطقه جنگلی از روی زمین محو شده است، این در حالی است که سالانه باید فقط 700 هزار متر مکعب بهره برداری صورت پذیرد.

دفتر مطالعات زیربنایی مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، سال گذشته با تهیه گزارشی از وضعیت جنگل‌ها و مراتع کشور، وضعیت این منبع حیاتی و یکی از مهمترین ثروت های طبیعی جهان را بسیار اسف بار توصیف و اعلام کرد : سیل منطقه گلستان که در سالهای اخیر همه ساله تکرار شده ، نشانه بی‌تدبیری و کارشکنی است، تحقیقات گسترده به عمل آمده نشان می‌دهد که در سال‌های گذشته هیچ بارش بیش از حدی در این منطقه وجود نداشته و این میزان بارش ، هزاران سال است که در این منطقه به همین شکل وجود داشته اما از بین رفتن جنگل‌های گلستان باعث بروز سیلهای خانمان برانداز شده است.

 این گزارش خاطر نشان می‌کند که تخریب گسترده پوشش گیاهی جنگل‌ها عمدتا توسط شرکتهایی صورت می‌گیرد که به دولت حق بهره‌برداری می‌پردازند اما این حق بهره‌برداری که مثلا در سال گذشته (حدودا) 300میلیون تومان بوده تنها در مقیاس یک سیل بسیار کوچک، معادل پنج میلیارد تومان خسارت و صدمه به کشور وارد می‌کند.

مرکز پژوهش‌ها مجلس ارزش هر اصله درخت را به لحاظ اکوتوریستی (جلب توریست و طبیعت گرد) بیش از 100 دلار ذکر کرده و افزود : سیاست دولت به ویژه نگاهی که در سازمان جنگل‌ها و مراتع درباره جنگل وجود دارد، یک نگاه اقتصادی است و برای خود درخت یا حیوانات جنگلی ارزشی قائل نمی‌شوند و تنها برنامه‌ای که برای بهره‌برداری از جنگل وجود دارد این است که درخت به پول نزدیک شود.

 

 

در این گزارش ضمن انتقاد از بی‌تدبیری سازمان جنگل‌ها و مراتع تصریح شد که شرکت‌های بزرگ برخوردار از رانت از هرگونه تصمیم گیری در حوزه صنعت چوب و کاغذ که به نفع آنان نباشد، جلوگیری می‌کنند به همین دلیل سالانه وسعتی بالغ بر 400 هزار هکتار از اراضی حاصلخیز کشور دستخوش فرسایش می‌شود.

این سوال جای تکرار دارد که چرا سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان دستگاه ناظر بر عملکرد سازمان جنگل ها و مراتع چنین گزارشی از تخلفات آن سازمان ارائه نکرد؟ چرا به رغم مشخص بودن نوع ، میزان و منشاء تخریب جنگل ها برخورد مقتضی صورت نمی گیرد؟ آیا بهتر نیست  موانع پیش روی را با آگاه سازی مردم از مقابل سازمان برداشت ؟

تالاب دیروز باتلاق امروز

در ایران 22 تالاب بین المللی  وجود دارد که از اینها هم اکنون 7 تالاب اعم از شورگل ، انزلی ، آلاگل - آلما گل - آجی گل ، شادگان ، خورالامیه و خورموسی ، کمیجان و انتهای جنوبی هامون پوزک - صابری و هیرمند به دلیل حجم بالای تخریب و آلودگی ها در لیست مونترال یا همان لیست سیاه تالاب های در حال انقراض قرار گرفته اند.

مهار جریانهای سطحی ، عدم رعایت حق آب ، اجرای پروژه های عمرانی و راه سازی ، ورود بقایای سموم کشاورزی ، تغییر کاربری اراضی تالاب و حواشی آن ، شکار و صید بی رویه ، ورود گونه های غیر بومی ، تخریب حوزه های بالادست، اجرای پروژه های نفتی و.. از جمله عوامل تخریب و نابودی تالاب ها در ایران هستند.


مهندس انوشیروان نجفی ، معاون محیط زیست طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست به صراحت معترف است که اقدامات وزارتخانه های کشاورزی ، صنایع و معادن و نیرو بیشترین تاثیرات منفی را بر روی اکوسیستم تالاب های ایرانی دارد.

گزارش های دیگر نیز این ادعا را به اثبات می رساند و نشان می دهد که وزارت نفت با اکتشافات نفتی و انتقال لوله های نفت از داخل تالاب ها و زیست گاه های طبیعی ، آلودگی های زیادی را به این مناطق تحمیل کرده است اما چه حاصل که زرق و برق دلارهای نفتی ، قدرت تصمیم گیری را از مدیران سلب کرده و اجازه نمی دهد که در برابر طرح های نفتی ایستاده و در نتیجه چیزی به نام محیط زیست ، محلی از اعراب در مکان های اجرای پروژه های نفتی ندارد.

چرا سازمان محیط زیست و دستگاه های مسئول به رغم اطلاع از چنین تخریب های وحشتناکی  دست به اقدام جدی نزده و با تخلفات مقابله قابل لمس برای مردم نمی کند؟ آیا دولتی بودن این سازمان مانعی بر سر راه آن برای برخورد با دیگر دستگاه های دولتی محسوب می شود؟