مطبوعات در عصر مشروطه

مطبوعات به عنوان يکي از ارکان اطلاع رساني و يکي از موثرترين رسانه هاي گروهي نقش تعيين کننده اي در تحولات سياسي - اجتماعي کشورها دارا مي باشد. درتاريخ معاصر کشور ما نيز مطبوعات از جايگاه برجسته اي برخوردارند و مطالعه تحولات مربوط به تاريخ معاصر کشورمان بدون در نظر گرفتن نقش مطبوعات ناقص خواهد بود. از جمله وقايعي که مطبوعات در خلق و ترويج مباني ويژگي هاي آن نقش فعالي داشتند، جنبش مشروطيت است . به طوري که عده اي از صاحب نظران از مطبوعات اين عصر به عنوان يکي از تاثيرگذارترين عوامل در به ثمر نشستن جنبش مشروطيت ياد مي کنند. مطبوعات به عنوان ابزاري بودند که وظيفه نشر اخبار مشروطه ، افکار و انديشه هاي آزاديخواهان را در اين عصر بر عهده داشتند و توانستند تا حد زيادي اذهان عمومي را با مشروطه آشنا کنند. چيزي حدود 210 روزنامه در دوره مشروطه در خلال نبود ديگر ابزارهاي اطلاع رساني نقش و تاثير بي بديل در شکل گيري و به فرجام رسيدن مشروطيت داشتند. لذا جنبش مشروطيت فرصتي بود که اين امکان را به ظهور يک جنبش مطبوعاتي داد و کشور شاهد نشر مطبوعات متعدد بود که تا آن زمان در کشور بي سابقه بود و از اين دوره مطبوعات کشور وارد مرحله جديدي شد و روزنامه نگاري در کشور قوت گرفت . چگونگي شکل گيري مطبوعات در کشور ما به آشنايي ما با دنياي جديد و تحولات اروپاي غربي مربوط است . وقتي دولتمردان کشور بعد از جنگ هاي ايران و روس متوجه کاستي هاي نظامي، سياسي و اقتصادي مي شوند به چاره انديشي روي مي آورند. اعزام دانشجو به خارج کشور اولين اقدام در اين

 

 زمينه است

    افرادي که به کشورهاي خارجي رفته بودند با دنياي خارج و نحوه تبادل اطلاعات وروزنامه ها آشنا شدند به همين دليل برخي از اين افراد هنگام برگشت از اروپا اقدام به انتشار روزنامه در کشور کردند. همچنين از سوي ديگر دولتمردان نيز به انتشار روزنامه احساس نياز کردند. اما در حدودي که لطمه اي به حکومت وارد نشود. در نتيجه براي نخستين بار در سال 1253 ش ميرزا صالح شيرازي روزنامه اي به نام کاغذ اخبار را که ترجمه تحت اللفظي Newspaper بود منتشر کرد. البته انتشار اين روزنامه با دشواري هايي روبه رو بود و به طور نامنظم انجام مي گرفت و انعکاس اخبار نيز در حد تصميمات دولت بود. بعدها اين روزنامه به وقايع اتفاقيه و پس از آن به روزنامه دولت عليه ايران تبديل شد. ناصرالدين شاه دستور انتشار چهار روزنامه در چهار قالب را صادر کرد که روزنامه هاي دولتي، مصور علميه و ملي نام گرفتند. پس از مدتي در سال 1277 ق به دستور ناصرالدين شاه روزنامه هاي مذکور متوقف شده و روزنامه اي به نام ايران منتشر شد.البته انتشار اين روزنامه با فراز و نشيب ها و گسست هايي مواجه شد که تا پس از نهضت مشروطه نيز ادامه يافت . مطبوعات همزمان با شروع جنبش مشروطيت همگام با آن حرکت کرده است و هر دو در يکديگر تاثيرات قابل توجهي داشته اند. شکل گيري مطبوعات مختلف در کشور و حتي در خارج از کشور مويد اين موضوع است . روشنفکران از جمله نيروهاي حاضر در مشروطه بودند که ارتباط تنگاتنگي با مطبوعات داشتند و بيش از گروه هاي ديگر حاضر در جنبش از ابزار مطبوعات براي نشر افکار خود و مشروطه مورد نظرشان استفاده کردند. لذا روشنفکران و روزنامه نگاران بيشترين همکاري را با يکديگر داشتند که اين موضوع در توسعه کيفي و کمي مطبوعات در کشور نقش مهمي داشت . علت اينکه روشنفکران و شخصيت هاي متمايل به انديشه هاي غرب بيشترين تعامل را با مطبوعات داشتند اين بود که اين افراد از جمله اولين کساني بودند که با تاثيرپذيري از غرب اقدام به انتشار روزنامه در داخل و خارج کشور کردند. به طوري که از ميرزا صالح شيرازي به عنوان اولين کسي ياد مي کنند که روزنامه را در ايران پايه گذاري کرد. ميرزا صالح شيرازي از نخستين ايرانياني است که براي تحصيل به غرب اعزام شده بود. در دوره مظفري ما شاهد رشد نهادهاي آموزشي، پژوهشي و بويژه مطبوعات هستيم . در سال 1316 روزنامه اي به نام خلاصه الحوادث شکل مي گيرد که که در چارچوب يک روزنامه آزاد فعاليت مي کند. اين روزنامه به لحاظ کيفيت و بيان مطالب با روزنامه هاي دوران ناصري تفاوت عمده داشت . همچنين در اين دوره روزنامه آزاد تربيت توسط ميرزا ابوالحسن خان فروغي منتشر شد. به همين ترتيب رشد روزنامه ها در دوره مظفرالدين شاه افزايش يافت و حدود 20 روزنامه در شهرهاي تهران ، تبريز، مشهد و اصفهان منتشر شد. روزنامه هايي که هر کدام در حوزه جغرافيايي خود تاثير گذار بودند. همچنين روزنامه هايي مثل ادب که در تهران منتشر شد و روزنامه مظفري در بوشهر از روزنامه هاي موثر به شمار مي رفتند. در روزنامه ادب افرادي مثل رشديه و مجدالاسلام کرماني فعاليت مي کردند که در آغاز مشروطه به دستور عين الدوله تبعيد شدند و تا پيروزي مشروطه در تبعيد ماندند. پس از انتشار کاغذ اخبار بود که طي 5 دهه حکومت ناصرالدين شاه حدود 36 عنوان نشريه ادواري و ده ها شبنامه در ايران منتشر شده است و در دوره مظفرالدين شاه حدود 58 نشريه ادواري در ايران و 20 نشريه فارسي زبان در خارج از کشور و ده ها شبنامه انتشار يافته است . اما پس از صدور فرمان مشروطيت ما شاهد افزايش تعداد روزنامه ها و نشريات در کشور هستيم که اين موضوع نيز نشان دهنده ارتباط تنگاتنگ مطبوعات و مشروطيت است به گونه اي که پس از اعلام مشروطيت و آزادي مطبوعات تعداد روزنامه ها افزايش يافته است چنانکه بيش از 50 درصد از مجموع 210 روزنامه هاي که از سال 1253 قمري تا سال هاي 1326 - 1325 قمري در داخل و خارج از کشور به زبان فارسي انتشار يافته اند در طول سال هاي 1325 و 1326 قمري و بعد از مشروطيت بوده است . البته اين افزايش علاوه بر تعداد روزنامه ها در تيراژ روزنامه ها نيز بوده است به موجب آماري که ادوارد براون مي دهد تيراژ روزنامه ها نيز پس از انقلاب مشروطه افزايش قابل ملاحظه اي پيدا کرده است . چنانکه تيراژ روزنامه مساوات که از جرايد مهم و موثر انقلاب شمرده مي شد به سه هزار و روزنامه صوراسرافيل به پنج هزار و تعداد نسخ روزنامه مجلس به تدريج از 7 هزار به ده هزار و روزنامه انجمن ملي به پنج هزارو ششصد رسيده است . اين روزنامه ها سعي مي کردند با افزايش تعداد و تيراژ خود مشروطيت را در ايران و در ميان توده هاي مردم جا بيندازند و از آنجايي که روزنامه تنها وسيله اطلاع رساني عمومي آن دوره بود از نفوذ قابل توجهي برخوردار بودند. البته در آستانه انقلاب مشروطه علاوه بر مطبوعات تلگراف نيز به عنوان يک وسيله ارتباطي از اهميت خاصي برخوردار بود به طوري که اين وسيله يکي از عواملي بود که موجب پيروزي نهضت تنباکو گرديد چرا که ارتباط مردم با علماي نجف به وسيله تلگراف خانه ها صورت مي گرفت. در اواخر قرن نوزدهم مطبوعات در ايران در خدمت تحولات سياسي اجتماعي قرار گرفت و منشاکنش هاي اجتماعي و هدايت افکار عمومي گرديد. اگر چه همه آنها به صورت روزنامه به چاپ نمي رسيدند. روزنامه ها پس از آنکه در کشور استقرار پيدا کردند کم کم نقش اطلاع رساني منابر روحانيون را تحت تاثير قرار دادند چرا که اين روزنامه ها به علت حجم کثيرشان قابل مقايسه با مطالبي که بر سر منابر توسط روحانيون در ارتباط با عدالتخانه گفته مي شد نبود. در دوران مشروطه مردم در پيروي از رهبران خود داراي مطالبات ملي بودند و خواسته هاي مردم بر دولت و نظام سلطنتي دربار تحميل شد، بنابراين رشد و تکوين مطبوعات متاثر از چنين شرايطي بود در حقيقت مطبوعات بستر و فضايي را براي طرح مطالبات و نيازهاي مردم ايجاد کرد و فقط سخنگوي دولت و دربار نبود بلکه نظام سياسي را نيز به چالش مي کشيد. عملکرد مطبوعات در اين دوره بسيار قابل بحث و تامل برانگيز است . در آن دوره يک رسانه اطلاع رساني به جاي آنکه در چارچوب شغل حرفه اي خود براي آگاه سازي ، تفسير و بالابردن سطح مطالبات مردم فعاليت کند به تشويق اذهان عمومي، واگرايي ها و لجام گسيختگي اوضاع دامن مي زد که چنين اقدامي در سرنوشت نهضت مشروطيت تاثير جدي برجاي گذاشت. در شرايطي که مجلس، مشروطه خواهان دربار، نخبگان سياسي و ... نيازمند هماهنگي و اتفاق نظر بودند تا گامي در جهت توسعه کشور بردارند، خواسته و سخن گروهک هاي افراطي در مطبوعات متجلي شده و به واگرايي ها کمک مي کرد. برخي از مطبوعات، سخنگوي جريان هاي راديکال بودند که به دلايلي چون اغراض سياسي، درک ناقص از تمدن غرب ، عدم توجه به ساختار جامعه و نداشتن توان علمي براي تدوين طرحي براي تئوريزه کردن نيازهاي کشور به اختلافات موجود مي افزودند. برخي از مطبوعات به فحاشي ، هتاکي و اهانت به رجال و نخبگان و علماي ديني و فرهنگي اقدام کردند و در نتيجه بسياري از دولتمردان مشروطه اعلام کردند که مطبوعات به ابزار براندازي تبديل شده اند. اين مطبوعات در ازاي مبلغي که از برخي رجال دريافت مي کردند به تخريب افراد و گروه هاي ديگر دست مي زدند و به تشويش اذهان عمومي مي پرداختند. مطبوعات مشروطه خواه و آزادي طلب فارسي زبان خارج از کشور نيز در مطالب خود زوال حکومت استبدادي قاجاريه را دنبال مي کردند ولي با هدف نيروهاي مذهبي که خواهان محدود شدن استبداد قاجار در ايران بودند متفاوت بود. چرا که انگيزه علما و روحانيت اين بود که به جاي استبداد ، سيستمي شبيه سيستم اجتماعي و سياسي اروپا را جايگزين کنند، لذا در نوشته هاي خود ترويج الگوهاي غربي را در دستور کار خود قرار دادند. محيط طباطبايي در توصيف ويژگي هاي اين دوره مي گويد مرور نامه هاي عصر مظفري که در داخل کشور منتشر مي شوند مردم را به چند موضوع مهم که عبارت از تعليم و تربيت، تمدن جديد، عدل و قانون، نظم وترتيب، عبرت گيري از کار ژاپن، تذکر مفاخر قديم، دعوت به اخوت اسلامي و معرفي سياست روس و انگليس در آسيا باشد دعوت مي کردند. در ميان روزنامه هايي که در عصر مشروطه در کشور و خارج از کشور به چاپ مي رسيد چند روزنامه از اهميت بيشتري برخوردار بودند. يکي از اين روزنامه ها روزنامه اختر بود . اختر نخستين روزنامه مشروطه طلبان مهاجر بود که در سال 1875 ميلادي و حدود 1292 قمري در استانبول منتشر مي شد و در ايران به طور مخفيانه توزيع مي گرديد. اين روزنامه به مدت 20 سال منتشر شد و از نويسندگان اين روزنامه مي توان به ميرزا آقاخان کرماني اشاره کرد.

    وظيفه اين روزنامه ترويج و نهادينه کردن نوگرايي وافکار تجدد خواهي درجامعه ايران بود که تا حد زيادي هم در اين کار موفق بود. از ديگر روزنامه هاي موثر در جريان مشروطه که در خارج از کشور منتشر مي شد حبل المتين بود. اين نشريه هر هفته در هندوستان به چاپ مي رسيد و وارد ايران مي شد و اغلب از وضع نامناسب و دلخراش ايران شکايت مي کرد. قانون روزنامه ديگري بود که در لندن توسط شخصيت شناخته شده اي به نام ميرزا ملکم خان منتشر مي شد. او قصد داشت با چاپ اين روزنامه علاوه بر کسب قدرت، در لفافه اي از مذهب، اصلاحات مورد نظرش را که مشروطه غربي بود محقق نمايد. قانون اساسي نظام مشروطه و طرح کلي اين نظام و نقش قانونمداري در رشد جوامع و چگونگي تشکيل مجلس را توضيح داد. قانون که به مدت چهار سال منتشر شد در زمينه سازي مشروطه خواهي و تجدد گرايي نقش مهمي ايفا کرد. از جمله روزنامه هاي مهم و تاثيرگذار اين دوره مي توان به روزنامه هايي چون صوراسرافيل، تربيت ، روح القدس، و انجمن ملي آذربايجان اشاره کرد. پس از پيروزي نهضت مشروطه فضاي غالب با مطبوعات هوادار مشروطه است به هر حال مشروطه يک ارزش محسوب مي شود ودر آن فضاي فرهنگي نشريه موضع ضد مشروطيت به خود نمي گيرد. بنابراين روزنامه هاي دوره مشروطه اعم از اينکه اداره کنندگان آن واقعا مشروطه خواه بودند يا نبودند با رويکرد مشروطه خواهي سخن مي گفتند و اگر ديدگاهي داشتند در قالب نقد مشروطيت مطرح مي کردند. البته بعد از اعتراضاتي که در نهضت به وجود آمد و اعتراضاتي که شيخ فضل الله نوري داشت نشريات مشروطه خواه آن دوره را از نظر تئوريک و اعتقادي به چالش کشيدند و در مقابل آن موضع گيري کردند. اغلب اين نشريات رسمي نبودند، در آن زمان بساط روزنامه صبح صادق به دليل مطلبي که از شيخ فضل الله نوري چاپ کرده بود به وسيله مشروطه خواهان برچيده شد. بنابراين در آن دوره امکان طرح ديدگاه هاي مخالف مشروطيت وجود نداشت و افرادي مثل شيخ فضل الله نوري نيز ديدگاه هاي خود را در قالب بيانيه و جزوه منتشر مي کردند اما در دوره استبداد صغير که محمد علي شاه مجلس اول را تعطيل کرد روزنامه هايي به طور غير مستقيم از جريان هاي مخالفت مشروطه حمايت مي کردند. نهضت مشروطه باعث تحول بنيادين در عرصه هاي گوناگون زندگي اجتماعي ملت ايران شد. به همان ميزان که باعث تغيير در فرهنگ سياسي جامعه شد و رابطه ميان مردم و دولت را تغيير داد، در عرصه مطبوعات نيز تغيير و تحول به وجود آورد . به طور کلي تا قبل از نهضت مشروطه ما حتي در تاريخ نگاري نيز شاهد متون و منابعي هستيم که بسيار پيچيده و ثقيل و نامانوس نوشته شده اند که مخاطبان آن را نخبگان فرهنگي و سياسي جامعه تشکيل مي دادند. اما چون نهضت مشروطه مبتني بر حضور توده مردم بود عملازبان مردمي نيز رايج شد و مطبوعات عرصه تجلي زبان و ادبيات توده مردم هستند. به هر حال مخاطبان عامه مردم هستند و روزنامه ها خواسته ها و نيازهاي مردم را به زبان عامه پسند ارائه مي کردند و با مخاطبان ارتباط داشتند و مهمترين نتيجه اين بود که زبان مطبوعات عمومي شد.