مقدمه :

  خستگى پديده پيچيده اى است که به اشکال خستگى روانى و جسمانى ظاهر مى شود و نتيجه آن کاهش يا از دست دادن عملکرد انسان است . عملکرد انسان وابسته به کارکردهاى فيزيولوژيکى تعداد زيادى از اعضاى بدن و نيز رفتارهاى فيزيکى و ذهنى است. به عبارت ديگر خستگى به همان صورت که باعث ظهور نقصان در عملکردهاى فيزيکى و ذهنى مى شود به همان نسبت نيز باعث کاهش بازده کارى مى شود. بطور کلى خستگى موجب احساس کوفتگى، کاهش عملکرد فيزيکى، بهم خوردن سيستم عصبى خودکار و کاهش بازده کار مى شود. عوامل مهم خستگى صنعتى عبارتند از بار کارى بيش از حد، تغييرات قابل ملاحظه در پوسچر کار و تغيير در ريتمهاى فعاليت روزانه( روزکارى) و شبانه(شب کارى). مکانيزه کردن صنايع و تبديل کار فيزيکى به کار فکرى تغييرات قابل توجهى را در وضعيت کار بوجود آورده است. در بسيارى از مواقع تغييرات فنى در صنايع جديد , موجب تغييردر روشهاى کار شده که اين امر, فعاليت با تمام بدن را تبديل به فعاليت با قسمتهايى از بدن مثل دستها، بازوها، پاها و يا چشم ها و نيز از کار فيزيکى به کار ذهنى تبديل کر ده است. کار در صنايع مدرن امروزى اغلب بصورت کار دستى تکرارى ساده است. با اين وضعيت نتايج خستگى به صورت خستگى عصبى، خستگى عضلات گردن، بازوها، دستها و ... ظاهر شده و گاهگاهى متعاقبا خستگى سيستم عصبى مرکزى که مشخصه آن خستگى مزمن در تمام بدن مى باشد ظاهر مى شود (2-1) .

  در امريکا بيش از 5/15 ميليون نفر از کارگران بصورت شيفتى کار ميکنند که اين امر ممکن است باعث تغيير ريتم طبيعى بدن و کاهش استراحت و بروز خستگى شود(3). کارگران با تغذيه مناسب, کنترل استرس و ورزش ميتوانند خستگى را کاهش دهند. رژيم غذايى مناسب و سرشار از کربوهيدراتها و اجتناب از مصرف چربيها جهت کاهش خستگى بسيار مفيد است(4). شکايت کارگران از خستگى مطالعه اى بود که در ميان کارگران کارخانجات صنايع جديد در ويتنام انجام شد. نتايج نشان داد که شيوع خستگى در کارگرانى که با گرما, گردوغبار و صداى بيش از حد مجاز مواجهه داشتند نسبت به سايرين که با اين عوامل مواجهه اى نداشتند بيشتر بود (5).

  در اين شرکت که کار ساخت تجهيزات پست هاى فشار قوى برق را برعهده دارد بخشى از عمليات توليد بصورت اتوماتيک وبخشى ديگر بصورت دستى انجام مى شود. با توجه به وجود عوامل موثر بر ايجاد خستگى در کارگران ، هدف از اين تحقيق مقطعى ارزيابى ميزان خستگى کارگران با استفاده از پرسشنامه بوده است.

بحث (تجزيه و تحليل داده ها):

  خستگى يکى از مسائل مهم محيطهاى کار است که نياز به بررسى و ارزيابى صحيح دارد. از آنجا که خستگى به اشکال مختلفى ظاهر مى شود ، نميتوان آنرا با يک آزمايش به تنهايى يا صرفا با تغيير يک عملکرد ارزيابى نمود. براى اندازه گيرى خستگى صنعتى بايد ابتدا مشخصه هاى فيزيولوژيکى خستگى را به خوبى بشناسيم تا بتوانيم آنرا ارزيابى يا اندازه گيرى نمائيم، اما مشکل اينجاست که هرگز نمى توانيم خستگى را بطور مستقيم اندازه گيرى کنيم. با اين وجود نتايج خستگى را مى دانيم و ممکن است بتوانيم برخى از نشانه هاى خستگى را شناسايى و يا حداقل علائم فيزيولوژيکى وروانى مربوط به اين نشانه ها را اندازه گيرى کنيم (1) .

  نتايج حاصل از مطالعه بيان کننده آنست که شيوع خستگى در کارگران بيش ازکارمندان است . از عواملى که در اين اختلاف ميتواند موثر باشد , تفاوت نوع شغل , اختلاف سطح بار کارى بين کارمندان و کارگران و مواجهه کارگران با برخى از عوامل فيزيکى از جمله صدا را نام برد. با توجه به جدول ارزيابى بار کارى سازمان ACGIH ( American Conference of Governmental Industrial Hygienists) (7), بررسى بعمل آمده نشان دادکه کارمندان در اين واحد صنعتى داراى بار کارى سبک و کارگران داراى کار هايى با بار متوسط بوده اند, ضمن آنکه نوع شغل ايندو گروه با يکديگر متفاوت بوده ولى ميزان استراحت در هر دو گروه با هم برابر است لذا بنظر ميرسد براى ترميم خستگى در کارگران زمان کافى ب حد کافى وجود ندا شته باشد و اين خستگى تا روز کارى بعدى همراه کارگر باقى مانده و کارگر با نشاط کافى کار را در روز بعد نتواند آغاز کند.

  کار اضافى, زيادو طولانى فقط بارکارى را افزايش نميدهد بلکه شانس و زمان خواب و استراحت را هم کاهش ميدهد واين بزرگترين و مهمترين علت ايجاد خستگى و فرسودگى مزمن شغلى است( 6).

  در مطالعه خستگى که Iida و همکاران در بين کارگران يک شرکت توليدى در ژاپن انجام دا دن د ، مهمترين عامل خستگى در کارگران به ترتيب حجم بالاى کار، تغييرات در کار، احساس از دست دادن شغل و حوادث شغلى ( به ترتيب 45%، 16%، 10% و 4%) بود

  (8 ) . در بررسى خستگى که با استفاده از پرسشنامه خستگى صنعتى انجمن بهداشت صنعتى ژاپن (9 ), در کارگران کارخانجات البسکو مشهد توسط جعفرى انجام گرفت، مهمترين شيوع علائم خستگى عدم تمرکزدر کار، احساس دلواپسى، احساس خستگى در پاها و کمر درد (به ترتيب 2/65%، 5/48%، 3/46%، 2/44%) بود (10 ) . مطالعه حلوانى در کارخانجات کاشى هم نشان داد که 8/37% پرسنل در اکثر روزها دچار خستگى اند و نوع شغل آنان با خستگى از نظر آمارى معنى دار بود(11). Srithongchai و Harada هم نشان دادند که شيفت کارى درافزايش سطح خستگى واسترس شغلى موثر است

  ( 13- 12).

  در اين مطالعه شيوع افسردگى در کارگران نسبت به کارمندان بيشتربود, از دلايل آن ممکنست عدم رضايت شغلى و خستگى کارگران باشد . مطالعات مختلف نشان ميدهد که عامل اصلى خستگى کارگران در بيش از 50% موارد عوامل روانى است (14-13) .

  

  نتيجه گيري:

  سطح خستگى در کارگران بيش از کارمندان است و بطورکلى براى کاهش خستگى در کارگران بايد ضمن کاهش بارکارى و افزايش ميزان استراحت بين کار , در صورت امکان استفاده از شيفت کار ى را بحداقل رساند, همچنين با برنامه ريزى از تغذيه مناسب, خواب کافى, سيگار نکشيدن, کاهش استرس روانى, اضطراب, افسردگى و رضايت شغلى ميزان خستگى را در کارگران کاهش دا د .